مرتضى مطهرى
427
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
همدردى نسبت به يكديگر ، در علاقهمند بودن به سرنوشت يكديگر ، مَثَل پيكر زنده است كه اگر عضوى از آن به درد آيد ساير اعضا با اين عضو همدردى مىكنند . اولش تب است . يك كانون چرك كه در يك نقطه از بدن پيدا مىشود ، فوراً يك حرارت غير عادى در تمام بدن ايجاد مىگردد . مثلًا يك ضايعه در گوشهاى از كبد يا روده پيدا شده كه طبيب تشخيص نمىدهد ، بسا هست كه اگر عكسبردارى هم بكنند تشخيص داده نمىشود كه چيست ، اما اين قدر معلوم مىشود كه تمام بدن از نوك سر گرفته تا ناخن پا غرق در تب مىشود ، درجهء حرارتش بالا مىرود ، گلبولهاى خون به فعاليت مىافتند ، تمام بدن به فعاليت مىافتد كه چرا در فلان جاى بدن فلان ضايعه پيدا شده . اين ، علامت حيات است . آيا ما مسلمين امروز همينجور هستيم ؟ آيا اگر ضايعهاى ، گرفتارىاى در نقطهاى از نقاط اسلامى رخ بدهد ، ما اينجور هستيم ؟ حدود پانصد سال پيش وقتى كه اندلس را كه يكى از شريفترين اعضاى پيكر اسلامى بود از مسلمانان گرفتند - كه اين هم تاريخچهء عجيبى دارد « 1 » - اساساً مسلمين ديگر هيچ متوجه نشدند و گويا اصلًا خبردار نشدند كه عضو شريفى را ، يكى از مهدهاى بزرگ تمدن اسلامى و جهانى را از آنها گرفتند . در آن وقت گرفتار جنگ شيعه و سنّى بودند ، اصلًا فكر نمىكردند كه چنين موضوعى هم در دنيا مطرح است و چنين فاجعهاى هم براى دنياى اسلام رخ داده است . اقبال مدعى است كه از تاريخ مردن تفكر اسلامى پانصد سال مىگذرد ؛ پانصد سال است كه طرز تفكر مسلمين دربارهء اسلام به صورت مردهاى درآمده و صورت زندگى خودش را از دست داده است . در گرفتاريهايى كه امروز براى اسلام هست ، مثلًا در همين گرفتارى فلسطين ، ما و شما چقدر همدردى داريم ؟ واقعاً احساس همدردى ما چيست ؟ اگر نباشد ، به قول پيغمبر اكرم ما مسلمان نيستيم . مَثَلُ الْمُؤْمِنينَ فى تَوادُدِهِمْ وَ تَراحُمِهِمْ وَ تَعاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ اذَا اشْتَكى مِنْهُ عُضْوٌ تَداعى لَهُ سايِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَ الْحُمّى . مىفرمايد تمام اين پيكر بىخوابى به سرش مىزند ، استراحت و آسايش از او گرفته مىشود ؛ يعنى
--> ( 1 ) . كتاب تاريخ اندلس مرحوم دكتر آيتى رضواناللَّه عليه را حتماً بخوانيد ، دانشگاه تهران چاپ كردهاست .